<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- generator="استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0" -->
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نام - آخرين عناوين از زبان فرمانده</title>
        <description><![CDATA[تهيه شده توسط پايگاه خبری عدالتخانه]]></description>
        <link>http://www.adlroom.org/vsnhtmynd31g2.ft2.html</link>
        <lastBuildDate>Tue, 09 Sep 2008 04:00:04 GMT</lastBuildDate>
        <generator>استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0</generator>
        <image>
            <url>http://www.adlroom.org/images/layout/fa/newsfeed_logo.gif</url>
            <title>عدالتخانه</title>
            <link>http://www.adlroom.org</link>
            <width>100</width>
            <height>70</height>
            <description><![CDATA[تهيه شده توسط پايگاه خبری عدالتخانه]]></description>
        </image>
        <language>fa</language>
        <copyright>نقل و نشر مطالب با ذکر نام پايگاه خبری عدالتخانه ...</copyright>
        <pubDate>Tue, 09 Sep 2008 04:00:04 GMT</pubDate>
        <category>از زبان فرمانده</category>
        <ttl>60</ttl>
        <item>
            <title>اختلاف سلایق و علائق نباید موجب حذف یک فرد از تاریخ شود</title>
            <link>http://www.adlroom.org/vdci.varct1arwbc2t.html</link>
            <description><![CDATA[شهيد كريمي تا روز آخر و با اذيت‌هايي كه متحمل شد از مسير انقلاب خارج نشد هرچند خيلي‌ها سعي كردند او را منتسب به جبهه و تفكر خود بدانند. اينها را مي‌گويم تا تاريخ‌نويسان حق‌ مطلب را ادا كنند. نبايد به خاطر اين‌كه فردي با سلايق و علائق ما مطابق نيست از تاريخ حذف شود هرچند اين اتفاق افتاده است.]]></description>
            <pubDate>Mon, 01 Sep 2008 14:21:34 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://www.adlroom.org/vdci.varct1arwbc2t.html</guid>
        </item>
        <item>
            <title>گفتم بچۀ جنگی؟</title>
            <link>http://www.adlroom.org/vdcg.w9qrak9w7pr4a.html</link>
            <description><![CDATA[سردار ... سردار ... سردار ... امروز که دیگر سردار نداریم! سردارها، یا دکتر می شوند یا شهردار! اصلا آن روز هم سردار نداشتیم. سردارها همه برادر بودند: برادر رضایی، برادر امینی، برادر کوثری، برادر قالیباف، برادر صفوی ... هیس س س س س... مثل این که مسواک نزدم]]></description>
            <pubDate>Sun, 10 Feb 2008 07:18:48 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://www.adlroom.org/vdcg.w9qrak9w7pr4a.html</guid>
        </item>
        <item>
            <title>بغض گلویم را گرفته، قطرات اشكم هدیه ‌تان باد</title>
            <link>http://www.adlroom.org/vdcc.1qsa2bqsela82.html</link>
            <description><![CDATA[اما در این سنگر، همیشه در كنار خاكم، خاك پناهگاه‌مان است. روزها صدای رگ‌بار و خمپاره گوش را كر می‌كند و شب‌ها صدای تك‌تیرها، صدای حركت آب، و ناگهان سكوت شب با فریاد الله اكبر براداران شبیخون شكسته می‌شود و تیراندازی شروع می‌گردد. خدایا، امشب كدام یك از بچه‌ها زخمی. كدام یك شهید...]]></description>
            <pubDate>Mon, 07 Jan 2008 06:44:07 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://www.adlroom.org/vdcc.1qsa2bqsela82.html</guid>
        </item>
        <item>
            <title>داستان شازده كوچولو را خوانده‌ايد؟</title>
            <link>http://www.adlroom.org/vdce.x8zbjh8zv9bij.html</link>
            <description><![CDATA[يكنواختي و قالبي شدن انسان ها در جوامع گوناگون و مخصوصاً در ملت ما كه مرتباً بوسيله برنامه‌هاي فرهنگي‌مان در سطح وسيعي از طرف مسئولان امر پياده مي‌شود همه در قالب هاي ماشينيسم بخاطر بالا بردن مصرف جهاني مخصوصاً جهان سوم كه دنياي صنعتي به ما تحمل مي‌كند. غارت اصالت ها، منابع معنوي و از بين رفتن خصوصيات زندگي شرقي...]]></description>
            <pubDate>Mon, 07 Jan 2008 05:30:01 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://www.adlroom.org/vdce.x8zbjh8zv9bij.html</guid>
        </item>
        <item>
            <title>شرح کامل محاصره دانشجویان پیرو خط امام در هویزه</title>
            <link>http://www.adlroom.org/vdcd.s0f2yt0f5a26y.html</link>
            <description><![CDATA[رگبار تانك ها قطع نمی شد، بچه ها یكی یكی داشتند تیر می خوردند، هر كدام یك جایی مان را گرفته بودیم و خودمان را در پناه جاده جلو می كشیدیم. خون از بدن بچه ها سرازیر بود ولی هنوز كسی از بچه ها شهید نشده بود. یكی از برادران به نام « خیرالله موسوی» كه از تهران آمده بود، در یك متری جلوی من بود و ...]]></description>
            <pubDate>Mon, 07 Jan 2008 02:16:26 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://www.adlroom.org/vdcd.s0f2yt0f5a26y.html</guid>
        </item>
        <item>
            <title>ابراهيم همت خاك پاي شما بسيجي‌هاست</title>
            <link>http://www.adlroom.org/vdcf.jdyiw6dx1giaw.html</link>
            <description><![CDATA[سرو صداها کار خودش را کرد تا بالاخره حاج همت متوجه شد و صحبت هایش را قطع کرد و پرسید: «برادر! اون جا چه خبره؟ یک کم تحمل کنید زحمت رو کم می کنیم». کسی از میان صفوف به طرف حاجی رفت و چیزی در گوشش گفت. حاجی سری تکان داد و رو به جمعیت کرد و خیلی محکم و قاطع گفت: «آن برادری که باهاش برخورد شده بیاد جلو.»]]></description>
            <pubDate>Mon, 24 Dec 2007 21:04:45 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://www.adlroom.org/vdcf.jdyiw6dx1giaw.html</guid>
        </item>
        <item>
            <title>لحظات سرنوشت ساز در آبادان</title>
            <link>http://www.adlroom.org/vdcg.39qrak9z7pr4a.html</link>
            <description><![CDATA[همين تفنگي كه ديديد روي دوش من است، كلاشينكف خودم است. الان هم آن را دارم. يعني شخصي است و ارتباطي به دستگاه دولتي ندارد. كسي يك وقت به من هديه كرده بود. كلاشينكف مخصوصي است كه برخلاف كلاشينكف هاي ديگر، يك خشاب پنجاه تايي دارد. حالا يادم نيست كلاشينكف خودم همراه بود، يا آن جا، گرفتم...]]></description>
            <pubDate>Mon, 24 Dec 2007 20:55:42 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://www.adlroom.org/vdcg.39qrak9z7pr4a.html</guid>
        </item>
        <item>
            <title>همه جا صحنه آزمايش است...</title>
            <link>http://www.adlroom.org/vdcfijdeaw6dy.giw.html</link>
            <description><![CDATA[در خيلي از کارها خداوند ما را آزمايش مي کند. همه اش اين نيست که پيروزي بدهد. اگر تند تند پيروزي بدهد -مي دانيد که وضع بشر خراب است- هواي نفس بر او غلبه مي کند. يک دفعه که دو سه تا موفقيت داده شد مي بيني که زير بغلش دو سه تا هندوانه است و فکر مي کند توي آسمان با ملائکه و فرشتگان پرواز مي کند]]></description>
            <pubDate>Mon, 08 Oct 2007 18:29:34 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://www.adlroom.org/vdcfijdeaw6dy.giw.html</guid>
        </item>
        <item>
            <title>جاده بیست سانتی متری</title>
            <link>http://www.adlroom.org/vdcic5aw2t1aq.bct.html</link>
            <description><![CDATA[باید در طلائیه خط را می شکستیم و جلو می رفتیم و می رسیدیم به جاده ای که می خورد به شهر "نشوه" عراق و منطقه بصره. ماموریت لشکر بیست و هفت در حقیقت این بود که از این قسمت راه باز کند. در مقابل مان کانالی به عمق 50 متر وجود داشت]]></description>
            <pubDate>Tue, 11 Sep 2007 19:02:51 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://www.adlroom.org/vdcic5aw2t1aq.bct.html</guid>
        </item>
        <item>
            <title>از آدم تا خاتم موظف به دست به یقه شدن با استکبار هستیم</title>
            <link>http://www.adlroom.org/vdcfi1dyaw6d0.giw.html</link>
            <description><![CDATA[خداوند ما را برای اقدام خلق کرده است. این جمله یا کلمه بعدها به عنوان یک استراتژی مطرح شد؛ استراتژی اقدام؛ یعنی اینکه ما از آدم تا خاتم موظف به دست به یقه شدن با استکباریم. این اولین گام و مرحله در تفکرات آقا روح الله است...]]></description>
            <pubDate>Fri, 24 Aug 2007 20:05:35 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://www.adlroom.org/vdcfi1dyaw6d0.giw.html</guid>
        </item>
    </channel>
</rss>
