در حاشیه سخنان رهبر انقلاب در شیراز؛ جنبش دانشجويي، عدالت خواهي و پيگيري مصاديق |
| مرجع : وبلاگ خودجوش |
21 ارديبهشت 1387 ساعت 0:52 |
همين نكته پاشنه آشيل تشكل ها در ورود به مصاديق است چرا كه از عدم اشراف اطلاعاتي دانشجويان در كنار آرمانخواهي و صداقت به راحتي مي توان براي بهره برداري هاي سياسي استفاده كرد و يك جريان دانشجويي را بازيچه دست احزاب سياسي قرار داد.
"شما ميگوئيد كه ما شعار عدالت ميدهيم؛ دانشجو را ميگيرند، اما آن كسى را كه به عدالت صدمه زده، نميگيرند. قوهى قضائيه چنين، يا دستگاه مسئول چنان. خوب، اينجا شما بايد زرنگى كنيد؛ يك لحظه از درخواست و مطالبهى عدالت كوتاهى نكنيد؛ اين شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همين است كه عدالت را بخواهد. پشتوانهى اين فكر هم با همهى وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممكن است انجام بگيرد؛ شما زرنگىتان اين باشد: گفتمان عدالت خواهى را فرياد كنيد؛ اما انتقاد شخصى و مصداقسازى نكنيد. وقتى شما روى يك مصداق تكيه ميكنيد، اولاً احتمال دارد اشتباه كرده باشيد؛ من مىبينم ديگر. من مواردى را مشاهده ميكنم - نه در دانشگاه، در گروههاى اجتماعى گوناگون - كه روى يك مصداق خاصى تكيه ميكنند؛ يا بهعنوان فساد، يا به عنوان كجروى سياسى، يا بهعنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جريان اطلاع دارم و مىبينم اينجورى نيست و آن كسى كه اين حرف را زده، از قضيه اطلاع نداشته است. بنابراين وقتى شما روى شخص و مصداق تكيه ميكنيد، هم احتمال اشتباه هست، هم وسيلهاى به دست ميدهيد براى اينكه آن زرنگ قانوندانِ قانون شكن - كه من گفتهام قانوندانهاى قانون شكن خطرناكند - بتواند عليه شما استفاده كند. شما از دادستان چه گلهاى ميتوانيد بكنيد؟ اگر يك نفرى بهعنوان مفترى يك شخصى را معرفى كند و بگويد آقا او اين افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضى اين نيست كه برود دنبال ماهيت قضيه. اگر اين افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، مادهى قانونى آن قاضى را ملزم به انجام يك كارى ميكند؛ لذا نميتوانيم از او گله كنيم. شما زرنگى كنيد، شما اسم نياوريد، شما روى مصداق تكيه نكنيد؛ شما پرچم را بلند كنيد. وقتى پرچم را
از گذشته در جریانات عدالت خواه سوال کلیدی وجود داشته است که وارد چه مصادیقی باید شد و وارد چه مصادیقی نباید شد و چرا؟ بخشي از موضوعاتي كه جنبش دانشجويي در مطالبه عدالت با آنها مواجه مي شود مصاديقي هستند كه در طرفين آنها اشخاص با گرايش هاي سياسي حضور دارند. اين پرونده ها معمولا پرورنده هاي پيچيده اي هستند
بلند كرديد، آن كسى كه مجرى است، آن كسى كه در محيط اجراء ميخواهد كار انجام دهد، همه حساب كار خودشان را ميكنند. آن كسى هم كه فرياد مربوط به محتواى اين پرچم را بلند كرده، احساس دلگرمى ميكند و كار پيش خواهد رفت. بنابراين به نظر من مشكلى در كار شما نيست؛ شما جوانهاى مؤمنى هستيد كه انتظار هم از شما همين است. هر شعار خوبى كه داده ميشود، بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همهى دلها و زبانها و ارادهها دست اوست، تكيه به شما جوانهاست، اميد به شما جوانهاست؛ اين را بدانيد. بالاخره همشهرى شما كه از او شعر هم خوانديد، ميگويد:
وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم كه در طريقت ما كافرى است رنجيدن
نرنجيد؛ دنبال كار برويد."
مقام معظم رهبري در ديدار با دانشجويان دانشگاه هاي شيراز (1387)
اولاً وقتي شما سؤال ميکنيد و پاسخ ميخواهيد، بايد سؤالي بکنيد که پاسخ آن - از سوي هر کسي - قابل تشخيص و ارزيابي کمّي باشد؛ والاّ اينکه شما بگوييد «آيا ميدانيد که از قِبل بيکاري چه مشکلاتي پيش ميآيد؟»، جوابش اين است که بله، ميدانيم. «چهکار ميکنيد؟» همين کارهايي که ميبينيد داريم ميکنيم. اينطور طرح پرسش، چيزي عايد نخواهد کرد. يا از قوهي قضاييه بپرسيد «شما براي رفع اين ويرانه در پنج سال گذشته چه کار کرديد؟» آنها چند صفحه به شما آمار خواهند داد که اين کارها را کردهايم. پاسخگويي مقولهي بسيار حساسي است.
مقام مظعم رهبري در ديدار با تشكل هاي دانشجويي (1384)
اينها و امثال آن نقطههاى استفهام برانگيزىست كه هر جوان معتقد به عدل اسلامى ذهن و دل خود را به آن متوجه مىيابد و از
همين نكته پاشنه آشيل تشكل ها در ورود به مصاديق است چرا كه از عدم اشراف اطلاعاتي دانشجويان در كنار آرمانخواهي و صداقت به راحتي مي توان براي بهره برداري هاي سياسي استفاده كرد و يك جريان دانشجويي را بازيچه دست احزاب سياسي قرار داد.
كسانى كه مظنون به چنين تخلفاتى شناخته مىشوند پاسخ مىطلبد. و همچنين در كنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضائى عملكرد قاطعانه براى ريشهكن كردن اين فسادها را مطالبه مىكند.
پيام مقام معظم رهبري به تشكلهاي دانشجويي (۱۳۸۱)
جملات فوق برخي از بيانات مقام معظم رهبري درباره وظايف دانشجويان در مطالبه عدالت بود.
از گذشته در جریانات عدالت خواه سوال کلیدی وجود داشته است که وارد چه مصادیقی باید شد و وارد چه مصادیقی نباید شد و چرا؟ تحليل سخنان مقام معظم رهبري در مقاطع مختلف مي تواند نكات آموزنده اي را براي تشكل هاي عدالت خواه به همراه داشته باشد :
بخشي از موضوعاتي كه جنبش دانشجويي در مطالبه عدالت با آنها مواجه مي شود مصاديقي هستند كه در طرفين آنها اشخاص با گرايش هاي سياسي حضور دارند. اين پرونده ها معمولا پرورنده هاي پيچيده اي هستند. چرا كه:
اولا طرف متهم مدعي است قانوني عمل كرده است و اين ادعا را نمي توان به آساني رد كرد. بلكه مستلزم ورود دقيق به قوانين و بررسي هاي حقوقي است. (البته اين مسئله ناشي از ضعف سيستم قانئن گذاري كشور و عدم شفافيت قوانين است.)
ثانيا امكان احاطه اطلاعاتي دانشجويان بر مسئله دشوار است. يعني مسائل داراي سابقه هاي تاريخي، جلسات و اتفاقات متعددي و روندهاي پيچيده است و اگر امكان احاطه نظري دانشجويان بر آنها وجود داشته باشد امكان احاطه اطلاعاتي بسيار دشوار به نظر مي رسد همان طور كه رهبري فرمودند امكان خطا هم بالاست.
ثالثا با فرض اينكه دانشجويان امكان احاطه اطلاعاتي داشته باشند؛ اصل اين كار مورد ترديد است. اينكه دانشجويان بيش از حد معقول درگير كارهاي اطلاعاتي شوند با روح فضاي دانشجويي همخواني ندارد.
همين نكته پاشنه آشيل تشكل ها در ورود به مصاديق است چرا كه از عدم اشراف اطلاعاتي دانشجويان در كنار آرمانخواهي و صداقت به راحتي مي توان براي بهره برداري هاي سياسي استفاده
بلكه هدف اين است كه اولا ميان عمد و سهو از يك سو و تخلف يابي و بهانه گيري از سوي ديگر تفاوت قائل شويم و نكند كه به بهانهاي آبروي كسي را بيش از تخلفش ضايع كنيم. اين مسائل وقتي مهمتر مي شود كه مصاديق مذكور با افراد گره خورده و هر اتهامي منجر به ايجاد ذهنيت و بازي با آبروي افراد خواهد شد
كرد و يك جريان دانشجويي را بازيچه دست احزاب سياسي قرار داد.
براي شفاف تر شدن موضوع لازم به توضيح است كه در بررسي مصداقي در عرصه سياسي (بويژه آن دسته از مصاديق كه اهداف سياسي پشت پرده آنهاست) به چند نكته توجه نمي شود و عمدا يا سهوا مورد غفلت قرار مي گيرد :
• بر فرض اثبات اتهامات؛ آيا اين تخلفات عمدي صورت گرفته است و يا سهوي
• در صورت سهوي بودن چه ميزان ناشي از مسئوليت فرد و خطايي طبيعي ديكته نويسي است؟
• اتهامات طرح شده چقدر عموميت دارد؟ يعني اگر با همان عينك به بررسي بقيه آدمهاي هم سطح متهم بپردازيم، چند درصد آنها نيز مبتلا به هستند.
با اين سوالات نمي خواهيم برخورد با تخلف را ناديده بگيريم و نگاه تكنوكراتي داشته باشيم؛ بلكه هدف اين است كه اولا ميان عمد و سهو از يك سو و تخلف يابي و بهانه گيري از سوي ديگر تفاوت قائل شويم و نكند كه به بهانهاي آبروي كسي را بيش از تخلفش ضايع كنيم. اين مسائل وقتي مهمتر مي شود كه مصاديق مذكور با افراد گره خورده و هر اتهامي منجر به ايجاد ذهنيت و بازي با آبروي افراد خواهد شد.
البته ايرادهاي دوستانهاي هم به حركت هاي دانشجويي در ورود به مصاديق وجود دارد :
• ورود به مصاديق با ذهنيت بوده است و در جهت اثبات اتهامها و نه با هدف شفاف شدن و كشف حقيقت
• به دنبال نكته اول علاقه اي هم به شنيدن نظرات متهم ها وجود ندارد و مشخص نيست كه ما چقدر صادقانه با متهمين نشستيم و دفاعيات آنها را شنيديم و متهمين چقدر احساس كردند كه دانشجويان به دنبال كشف حقيقت هستند.
البته مصاديق را مي توان پيگيري كرد منتها با رعايت چند نكته :
• آن گونه كه رهبري گفتند اسم افراد آورده نشود
• مسئولان كشور مورد مطالبه قرار گيرند و از آنها پيگيري و شفافيت موضوع خواسته شود
• يك طرف مسئله منافع مردم باشد تا شائبه هاي سياسي ماجرا كمتر شود (مثلا كلاه بردارهاي بزرگي كه از مردم به بهانه هاي مختلف كلاه برداري مي كنند.
و مهمتر اينكه مي توان مصاديقي را يافت كه آسيب هاي فوق را نداشته باشد و در عين حال شاخصه هاي مطالبه عيني در ديدگاه رهبري را نيز داشته باشد :
چرا علت عدم ارائه اساسنامه شركت ملي نفت از سوي تشكلها مطالبه نمي شود ؟
چرا علت عدم اجراي طرح كاداستر مطالبه نمي شود ؟
چرا اصلاح برخي قوانين از مجلس مطالبه نمي شود ؟
به نظر مي رسد موارد متعددي از مصاديق عيني وجود دارد كه پيگيري آنها متضمن حل بسياري از مشكلات كشور است و در عين حال آسيب هاي فوق را ندارد.
.
کد مطلب : 1774