بیانیه مجمع مطالبه مشهد در اعتراض به دستگیری طلبه انقلابی سیرجانی؛
کدام روحانیت؟ تکیه گاه محرومان یا هم کاسه سرمایه داران
23 تير 1387 ساعت 3:46
علماي اصيل اسلام هرگز زير بار سرمایهداران و پولپرستان و خوانين نرفتهاند و همواره اين شرافت را براي خود حفظ کردهاند و اين ظلم فاحشي است كه كسي بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدي با سرمایهداران در يك كاسه است.
به گزارش عدالتخانه، مجمع مطالبه مردمي مشهد مقدس در اعتراض به دستگيري حجتالاسلام جهانشاهي (روحاني عدالتخواه سيرجاني) در بيانيهاي بخشهایی از پیام تاریخی امام خمینی (ره) به روحانیت (معروف به منشور روحانيت) را منتشر كرد.
متن کامل این بيانيه که در نماز جمعه گذشته مشهد توزيع شد بدین شرح است:
بسمه العادل
در اعتراض به دستگیری مجدد طلبه آرمان خواه سیرجانی، حجت الاسلام جهانشاهی؛
یادآوری قسمت هایی از پیام تاریخی امام خمینی (ره) به روحانیت...
«آن چیزی که روحانیون هرگز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پا برهنه ها ست. چرا که هر کسی از آن عدول کند از عدالت اجتماعی اسلام عدول کرده است.»
امام خميني (ره)
جهانشاهی روحانی متعلق به خانوده شهید و امام جماعت یکی از مساجد شهر سیرجان است که چند سالی است در جهت اعتراض به زمینخواریهای گسترده در این شهر، در راستای اقامه عدل و مبارزه با فساد و دفاع از حقوق مظلومین دست به اعتراض زده است که به همین خاطر و به جرم بر هم زدن نظم و... با حکم دادگاه ویژه روحانیت امسال مدت 50 روز را در زندان گذراند.
پس از آزادی از زندان مجددا به مسوولین شهر اعلام نمود، این بار اگر پاسخ گوی مسائل مربوطه نباشند پای پیاده به سمت تهران حرکت خواهد کرد تا اعتراض خود را بیان نماید. او به مدت چندین روز فاصله طولانی ای را با پای پیاه همراه مشقات و تهدیدها و... و نیز بیماری ناشی از سفر طی نمود تا اینکه دیروز 5 شنبه مورخ 20/4/87 در شهر آباده استان فارس با حکم دادگاه ویژه روحانیت توسط نیروهای امنیتی مجددا دستگیر شد...
صدها سال است كه روحانيت اسلام تكيه گاه محرومان بوده است، هميشه مستضعفان از كوثر زلال معرفت فقهاي بزرگوار سيراب شدهاند. از مجاهدات علمي و فرهنگي آنان كه به حق از جهاتي افضل از دماء شهيدان است كه بگذريم، آنان در هر عصري از اعصار براي دفاع از مقدسات ديني و ميهني خود مرارتها و تلخيهايي متحمل شدهاند و همراه با تحمل اسارتها و تبعيدها، زندانها و اذيت و آزارها و زخم زبانها، شهداي گرانقدري را به پيشگاه مقدس حق تقديم نمودهاند.
علماي اصيل اسلام هرگز زير بار سرمایهداران و پولپرستان و خوانين نرفتهاند و همواره اين شرافت را براي خود حفظ کردهاند و اين ظلم فاحشي است كه كسي بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدي با سرمایهداران در يك كاسه است و خداوند كساني را كه اين گونه تبليغ كرده و يا چنين فكر مي كنند، نمي بخشد. روحانيت متعهد، به خون سرمایهداران زالوصف تشنه است و هرگز با آنان سر آشتي نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و رياضت درس خوانده اند و پس از كسب مقامات علمي و معنوي نيز به همان شيوه زاهدانه و با فقر و تهيدستي و عدم تعلق به تجملات دنيا زندگي کردهاند و هرگز زير بار منت و ذلت نرفتهاند.
امروز عده اي با ژست تقدس مابي چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مي زنند كه گويي وظيفه اي غير از اين ندارند، خطر تحجرگرايان و مقدسنمايان احمق در حوزههاي علميه كم نيست. طلاب عزيز لحظه اي از فكر اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند، اينها مروج اسلام آمريكاييند و دشمن رسول الله. آيا در مقابل اين افعيها نبايد اتحاد طلاب عزيز حفظ شود؟ استكبار وقتي كه از نابودي مطلق روحانيت و حوزهها مايوس شد، دو راه را براي ضريه زدن انتخاب نمود : يكي راه ارعاب و زور ديگري راه خدعه و نفوذ. در قرن معاصر وقتي حربه ارعاب و تهديد چندان كارگر نشد، راههاي نفوذ تقويت گرديد.
اولين و مهمترين حركت، القاي شعار جدايي دين از سياست است كه متاسفانه اين حربه در حوزه و روحانيت تا اندازه اي كارگر شده است تا جايي كه دخالت در سياست دون شان فقيه و ورود در معركه سياسيون تهمت وابستگي به اجانب را به همراه ميآورد. يقيناً روحانيون مجاهد از نفوذ بيشتر زخم برداشتهاند. گمان نكنيد كه تهمت وابستگي و افتراء بي ديني را تنها اغيار به روحانيت زده است، هرگز! ضربات روحانيت ناآگاه و آگاه وابسته به مراتب كاري تر از اغيار بوده و هست. در شروع مبارزات اسلامي اگر مي خواستي بگويي شاه خائن است، بلافاصله جواب ميشنيدي كه شاه شيعه است! عده اي مقدسنماي واپسگرا همه چيز را حرام مي دانستند و هيچ كس قدرت اين را نداشت كه در مقابل آنها قد علم كند. خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختيهاي ديگران نخورده است. وقتي شعار جدايي دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردي و عبادي شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد، حماقت روحاني در معاشرت با مردم فضيلت شد. به زعم بعض افراد، روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاي وجودش ببارد والا عالم سياس و روحاني كاردان زيرك، كاسه اي زير نيم كاسه داشت. و اين از مسايل رايج حوزهها بود كه هر كس كج راه مي رفت متدين تر بود.
البته هنوز حوزهها به هر دو تفكر آميخته اند و بايد مراقب بود كه تفكر جدايي دين از سياست از لايههاي تفكر اهل جمود به طلاب جوان سرايت نکند و يكي از مسايلي كه بايد براي طلاب جوان ترسيم شود، همين قضيه است كه چگونه در دوران وانفساي نفوذ مقدسين نافهم و ساده لوحان بي سواد، عده اي كمر همت بسته اند و براي نجات اسلام و حوزه و روحانيت از جان و آبرو سرمايه گذاشته اند.
اگر روحانيون طرفدار اسلام ناب و انقلاب دير بجنبند ابر قدرتها و نوكرانشان مسايل را به نفع خود خاتمه مي دهند. جامعه مدرسين بايد طلاب عزيز انقلابي و زحمت كشيده و كتك خورده و جبهه رفته را از خود بدانند. حتما با آنان جلسه بگذارند و از طرحها و نظريات آنان استقبال نمايند و طلاب انقلابي هم مدرسين عزيز طرفدار انقلاب را محترم بشمارند و با ديده احترام به آنان بنگرند و در مقابل طيف بي عرضه و فرصت طلب و نق بزن يد واحده باشند و خود را براي ايثار و شهادت در راه هدايت مردم آماده تر كنند، حال جامعه و مردم طالب حقيقت باشند مثل زمان ما كه حقا مردم بيشتر از آنچه كه ما فكر مي كنيم وفادار به روحانيت بوده و خواهند بود ـ يا نباشند مثل زمان معصومين عليهمالسلام-.
اما مردم شريف ايران توجه داشته باشند كه نوعا تبليغاتي كه عليه روحانيت انجام مي پذيرد به منظور نابودي روحانيت انقلاب است، ايادي شيطان در تنگنا و سختيها به سراغ مردم مي روند كه بگويند روحانيت مسبب مشكلات و نارساييهاست: آنها هم كدام روحاني، روحاني بي درد و بي مسئوليت؟ نه! بلكه روحانيتي كه در همه حوادث جلوتر از ديگران در معرض خطر بوده است.
مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس
جمعه 21/4/1387