امروز سه شنبه 25 اسفند 1388
Tuesday 16 March 2010
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

اعتبار نظام در گرو مصالح دانه درشت ها

محمود ولی بیگلو

مرجع : عدالتخانه 16 بهمن 1386 ساعت 18:11
هيچ اعتباري براي نظام همچون صداقت در عمل به قانون و اجراي عدالت براي همه بي هيچ استثنايي نيست، حكايت اتهام آقاي ديپلمات و حمايت هاي افراد و گروه هاي خاص از اين فرد، در زماني كه حتي وزير اطلاعات نظام نيز بر صحّت موارد اتهامي تاكيد مي نمايد، مصداق بارز قرباني شدن قانون و عدالت به پاي افراد دانه درشت و خاص مي باشد
اعتبار نظام در گرو مصالح دانه درشت ها
عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
محمود ولی بیگلو


به شنيده ها و خاطرات دوران كودكي كه مراجعه مي كنم با موارد زير مواجه مي شوم، شما اينها را موارد حقيقي و مستند و ... تصور ننماييد بلكه همچو خواب هاي آشفته كه بر خاطر نگارنده گذشته است، محسوب نماييد. 

1- كودك كه بودم، خبري همچون بمب در شهرمان صدا كرد، رييس وقت يكي از سازمان هاي دولتي كشورمان، يك مرد باغبان را با اسلحه كشته بود، علت مرگ آن بنده خدا هم آن بود كه مرد باغبان، جناب رييس را با فرد بدكاره اي در باغش رويت كرده بود، سال ها بعد كه جريان را از بزرگان جويا شدم، شنيدم كه جناب رييس پس از چند جلسه دادگاه از شهرمان به نقطه اي ديگر منتقل شده و پرونده جنايي هم ... . 

2- به ياد دارم يكي از اقوام كه فرد پرهيزگار و با خدايي بود، از يكي از متمولان شيّاد شهرمان به دليل كلاهبرداري يك ميليوني (حدود 15 سال پيش) به دادگاه شكايت برده بود، نتيجه دادگاه عليرغم وجود تمام مستندات بر عليه فرد كلاهبردار به دليل تباني و ... مرد شياد با قاضي پرونده به سود آقاي متمول پايان يافت. 

3- كمي كه بزرگتر شديم، هنوز درك درستي از 23 ميليارد در دهه هفتاد نداشتم، شنيدم و خواندم كه برادر يكي از بزرگان نظام با آنكه در واقع متهم رديف اول پرونده اختلاس بود، به حبس محكوم شد و متهم ديگر به اعدام محكوم
اي كاش متصديان امر قضا و مسايل امنيتي روزي به اين نتيجه برسند كه هيچ اعتباري براي نظام همچون صداقت در عمل به قانون و اجراي عدالت براي همه بي هيچ استثنايي نيست، حكايت اتهام آقاي ديپلمات و حمايت هاي افراد و گروه هاي خاص از اين فرد، در زماني كه حتي وزير اطلاعات نظام نيز بر صحّت موارد اتهامي تاكيد مي نمايد، مصداق بارز قرباني شدن قانون و عدالت به پاي افراد دانه درشت و خاص مي باشد
شد و خداداد به دار آويخته شد. پچ پچ مردمان و كوچه بازار در آن ايام براي خود مثنوي هفتاد من بود كه چگونه آقاي برادر توانست ... 

4- بر سر پرونده و دادگاه كرباسچي كه يك ماه ملّت را سركار گذاشته بودند، آقاي شهردار به خشم عدالت مبتلا شد ولي بعد از چندي در سيما آقاي شهردار را ديدم كه مردم را به حضور در انتخابات تشويق مي نمود. در ذهن نوجوان منشانه خود در پي حل اين مساله بودم، او كه پرونده آنچنان داشت چگونه اينك ... . 

5- در جريان ترور حجاريان (با حق يا ناحق بودن شرعي آن ترور يا عمل انقلابي كار ندارم)، لبخند با اعتماد به نفس آن جوان هجده ساله ضارب را در دادگاه به خاطر دارم كه چگونه ... . بعد از مدّتي خبر آزادي و گشت گذار سعيد عسگر باز مرا شوكه كرد كه چگونه يك مجرم مي تواند اينچنين ... 

.... 

موارد فوق اندكي از خاطرات مرتبط با دادگاه و شكايت و متهم مي باشد كه در ذهنم پديدار مي شود، شايد شما خواننده محترم نيز موارد زيادي را همچون حقير در كابوس هاي شبانه خود به ياد داريد.
سوالي كه در ذهن خطور مي كند اين است كه در مواردي اينچنين در اكثر موارد بنا به مصلحت هاي مقتضي كه خسروان آن را بهتر ادراك مي نمايند، قانون و عدالت دور زده شده و بنا به مصلحت هاي جاري و براي حفظ آبروي نظام، قوانين خلق السّاعه اي پديدار شده اند كه كار را به آنجا كشانده اند. 

ضرب المثل تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها را بسيار شنيده ايم، شايد حكايت بي عدالتي حقوقي در جامعه ما چنين باشد، بسيار زياد از اين چيزها در جمع مردمان كوچه و خيابان شنيده ايم كه شايد پنجاه درصد آنها شايعه و توطئه معاندان براي ضربه زدن به اعتبار نظام باشد ولي پنجاه درصد ديگر چه؟ 

اي كاش متصديان امر قضا و مسايل امنيتي روزي به اين نتيجه برسند كه هيچ اعتباري براي نظام همچون صداقت در عمل به قانون و اجراي عدالت براي همه بي هيچ استثنايي نيست، حكايت اتهام آقاي ديپلمات و حمايت هاي افراد و گروه هاي خاص از اين فرد، در زماني كه حتي وزير اطلاعات نظام نيز بر صحّت موارد اتهامي تاكيد مي نمايد، مصداق بارز قرباني شدن قانون و عدالت به پاي افراد دانه درشت و خاص مي باشد كه در بلند مدت بزرگترين ضربه را به حيثيت نظام وارد خواهد كرد. 


کد مطلب : 1307
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-11-20 22:54

جوون هايي كه بايد قلبشون براي نيرو هاي نظاميشون بتپه روزانه توسط گشت هاي نيروي انتظامي تحقير ميشن. اگه يه نفر نخواد بره بهشت بايد اينو به كي بگه؟ پدران ما انقلاب كردند چون در زمان شاه احساس خفقان مي كردند چون احساس مي كردند ثروتشون چاپيده ميشه. كي پيش از پيروزي انقلاب صحبت از اجباري كردن حجاب بود؟ ما چرا بايد در كشور خودمون تحت فشار پليس خودمون باشيم؟ اينجا همون قلعه حيوانات چون انسان ها به آزادي هاي هم نوعانشون احترام مي گذارند.

1386-11-20 13:27

بعضي مواقع باورم مي شود كه كتاب قلعه حيوانات همچين بيراه هم نمي گويد. هنر خوار شد ... جادوي ارجمند

1386-11-19 05:45

چرا سر خودتان را كلاه ميگذاريد؟ دانه درشت يعني همان طاغوتي ولي فاسدتر, آزاد شدن دانه درشت يعني تبليغ فساد, طرفداري از فساد وطاغوت يعني مفسد في الارض بودن كه همگي ما بخاطر سكوتمان هستيم.

1386-11-18 23:50

ای کاش ما هم کمی به قانون احترام میگذاشتیم. (گفتم قانون ، نگفتم قوه قضائیه!) با تشکر از وبلاگ نویس فراری!

1386-11-18 15:09

اصل اسلام مبارزه با بد بحجابي و كم حجابيه. عدالت برابري و آزادي مال حيواناته بلاخره بايد يك فرقي بين حيوانيت و انسان بودن وجود داشته باشه.

12