همزمان با رونمایی کتاب منتشر می شود؛ مقدمه مدیرکل آمریکای لاتین وزارت امور خارجه بر کتاب «انقلاب ونزوئلا» |
| مرجع : عدالتخانه |
11 فروردين 1388 ساعت 11:59 |
من به مدت 5 سال در حساسترين شرايط زماني (وقوع كودتا، بحرانهاي مختلف، اعتصابات نفتي و...) در پايتخت ونزوئلا يعني كاراكاس به عنوان سفير و نماينده دولت جمهوري اسلامي ايران، مسووليت سفارت را به عهده داشته و از فرصت بينظير و تكرارناشدني مشاهده مستقيم تحولات سياسي-اجتماعي ونزوئلا برخوردار بودم. يكي از نتايج اين فرصت، آشنايي دقيق با طرز فكر، شخصيت و روشهاي حكومتي-مديريتي چاوز بوده است.
احمد سبحانی
مديركل آمريكای لاتین وزارت امور خارجه
و سفیر سابق ایران در ونزوئلا
انقلاب ونزوئلا با توجه به قرابت جغرافيايي آن كشور با ايالات متحده آمريكا و قرار داشتن آن در حوزه نفوذ و حياط خلوت آمريكا از يكسو و جايگاه مهم آن در زمره كشورهاي توليدكننده نفت و موثر بر معادلات سياسي و اقتصادي مربوط به اين ماده استراتژيك از ديگر سو، توجهات بسياري را به سمت خود معطوف كرده است. اما آنچه بر جاذبه انقلاب ونزوئلا ميافزايد، تفاوت و تمايز ماهوي و شكلي آن با انقلابها و جنبشهاي چپ اردوگاهي و حركتهاي ليبرال و به اصطلاح دموكراسيطلبي مورد حمايت غرب است.
انقلاب ونزوئلا مختصات و ويژگيهاي منحصر به فرد خود را دارد و بر پارادايمي ناشي از نگاهي مستقل و مستقيم به واقعيات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي آن كشور مبتني و متكي است. هوگو چاوز رهبر انقلاب ونزوئلا كسي است كه با احساس نوعي رسالت مهم تاريخي، به عرصه لغزنده سياست گام نهاده و شخصيت كاريزماتيك او در تركيب با ديدگاه مستقل وي در باب مشكلات جامعه ونزوئلا و روندي كه بايد براي نيل به تحولي مثبت طي نمايد، انقلاب ونزوئلا را ممكن ساخته است.
معمولا تحول انقلابي در سطوح ملي، ملزومات خاص خود به شرح ذيل را دارد:
در ارتباط با ونزوئلا انديشه و تفكر محوري انقلاب، ريشه در نظريات و ايدههاي سيمون بوليوار انقلابي مشهور آمريكاي لاتين در قرن 19 ميلادي دارد. «بوليواريانيزم» يا ايدئولوژي و تفكر هادي انقلاب ونزوئلا، در واقع تركيبي از ايدههاي ضداستعماري سيمون بوليوار با گرايشات عدالتخواهي، آزاديخواهي، فسادستيزي، تاكيد بر حق تعيين سرنوشت و حاكميت ملي و نيز گرايش به دموكراسي حقيقي است. اين تفكر فراتر از اهداف خود در عرصه ملي ونزوئلا، همگرايي و اتحاد در سطح منطقهاي يعني آمريكاي لاتين را نيز مد نظر دارد. اما آنچه ايدئولوژي و تفكر «بوليواريانيزم» را در مقطع كنوني از حيطه نظر به صحنه عمل و اقدام منتقل نموده، تعريف خاص چاوز از نيروهاي نظامي يا ارتش است كه به نوعي ملهم از ديدگاه «مائو» در همين رابطه است. مائو معتقد بود كه «مردم براي ارتش به منزله آب براي ماهي هستند». چاوز هم در اين مصاحبه تاكيد ميكند كه ديدگاه وي در اين رابطه همواره «ديدگاه ارتش مردمي» بوده و هميشه بر وجود پيوندهاي مستحكم ميان مردم و ارتش تاكيد ورزيده است. وي ميافزايد در زماني كه در فاز آمادگي و مطالعاتي قرار داشته، به كتابي تحت عنوان «ارتش به عنوان نيروي پيشبرنده تحولات اجتماعي» اثر «كلاوس هلر» برخورد نموده و عميقا از مفاد آن متاثر شده است.
جملات ذيل از چاوز در متن مصاحبه حاضر در خصوص موضوع مورد بحث، بسيار گوياست:
«در آن سالها من با خود ميانديشيدم كه ارتش براي چيست؟ براي اين كه در سربازخانهها محبوس بماند؟ ارتش در خدمت چگونه دولتي بايد باشد؟ براي اين كه يك ديكتاتوري مثل پينوشه را برقرار كند؟ يا اين كه مثل ولاسكو و توريخوس همراه با مردم حكومت كند و حتي در مقابل سلطهگري بينالمللي بايستد؟ بدين ترتيب من شروع به ديدن ارتش از زاويه ديگري كردم. نه ارتشي كه قتل عام ميكند، نه ارتشي كه كودتا ميكند، بلكه ارتش به عنوان خدمتگذار جامعه، نيروهاي مسلح به عنوان يك نيروي اجتماعي.»
بنابر آنچه آمد ايدئولوژي يا تفكر «بوليواريانيزم» و ملحقات آن و تلقي يا انتظار از ارتش ونزوئلا به عنوان يك نيروي پيشبرنده تحولات اجتماعي توسط چاوز و چند تن از ياران نظامي وي ــ كه به مناسبت دويستمين سالگرد تولد سيمون بوليوار در سال 1982 مبادرت به تاسيس يك سازمان مخفي نظامي به نام «لشكر انقلابي 200 بوليواريايي» نموده بودند ــ عملا دو مورد از ملزومات تحول انقلاب در سطح ملي ونزوئلا را مهيا ساختند. اين دو مورد همان انديشه و تفكر محوري انقلاب و تشكلي است كه به عنوان موتور اوليه نهضت عمل ميكند.
سومين عنصر يا لازمه اين تحول انقلابي، همان رهبري واحد و مورد اجماع است كه با قيام نظاميان ونزوئلا به رهبري سرهنگ هوگو چاوز در سال 1992 و اعلام وجود «جنبش انقلابي 200 بوليواريايي» و اظهار جمله مشهور «من مسووليت را به عهده ميگيرم» توسط چاوز در يك برنامه زنده تلويزيوني ــ كه عنصر رهبري انقلاب را برجسته و معرفي نمود و به آن جنبه كاريزماتيك و فرهوشي بخشيد ــ پاي به عرصه وجود نهاد.
چاوز پس از شكست قيام مزبور، حدود 2 سال را به همراه شماري از ياران نظامي خود در زندان گذرانيد. اين فرصت زماني به تكامل و تدقيق تفكر و برنامه او براي انقلاب ونزوئلا مدد رسانيد تا اين كه چاوز در تاريخ 26/3/1994 توسط دولت "رافائل كالدرا" مورد عفو واقع و از زندان آزاد شد.
چاوز در پي آزادي از زندان با شعار «تشكيل فوري مجلس موسسان» به منظور تدوين قانون اساسي جديد، سفر به سراسر كشور را آغاز كرد. در سال 1997، «جنبش انقلابي 200 بوليواريايي» به رهبري چاوز تصميم به شركت در انتخابات رياستجمهوري و تشكيل يك حزب رسمي سياسي گرفت. اين حزب سياسي «جنبش جمهوري پنجم» نام گرفت و در تاريخ 6/12/1998 يعني حدود يك سال بعد، رهبر آن يعني هوگو چاوز با كسب 56 درصد آراء در انتخابات رياستجمهوري ونزوئلا به پيروزي رسيد.
با عنايت به اين كه قرار نيست اين مقدمه جايگزين متن مصاحبه گردد و خواننده را از مطالعه كتاب حاضر بينياز نمايد، به آنچه به عنوان تحليل و ريشهيابي مسائل آمد، بسنده نموده و به طرح يادماندههاي شخصي خود از دوران حضور و مسووليت ديپلماتيك در ونزوئلا ميپردازم.
من به مدت 5 سال در حساسترين شرايط زماني (وقوع كودتا، بحرانهاي مختلف، اعتصابات نفتي و...) در پايتخت ونزوئلا يعني كاراكاس به عنوان سفير و نماينده دولت جمهوري اسلامي ايران، مسووليت سفارت را به عهده داشته و از فرصت بينظير و تكرارناشدني مشاهده مستقيم تحولات سياسي-اجتماعي ونزوئلا برخوردار بودم. يكي از نتايج اين فرصت، آشنايي دقيق با طرز فكر، شخصيت و روشهاي حكومتي-مديريتي چاوز بوده است. اين آشنايي صرفا محصول پيگيري و تعقيب اقوال و افعال چاوز نبوده، بلكه با توجه به برخوردها و انتقاداتي كه به دلايلي از جمله سوابق نظامي چاوز و يا جوان بودن همكاران وي، عليه وي مطرح ميگرديد، تكميل گرديده است. بر همين اساس ارزيابي و قضاوت اينجانب در مورد كارآمدي و شيوههاي حكومتي چاوز نيز به دليل اطلاع اينجانب از واكنشها و عملكردهاي عناصري كه انقلاب كار را از دست آنها خارج نموده و يا آنها را در مناصب غيركليدي قرار داده است، متفاوت با قضاوت ناظراني است كه از چنين مسائلي در بطن ديوانسالاري حكومتي ونزوئلا، اطلاع ندارند. چاوز خود در فرازي از اين مصاحبه اشاره ميكند كه اينگونه عناصر، گاه اقدام به از بين بردن اسناد و مدارك اداري و نيز كتمان اطلاعات و سوابق ميكنند و اين خود روند جاري و پيشرفت امور را مختل ميكند. به هر حال بايد دانست كه موارد سابوتاژ و خرابكاري، محدود به نمونههاي فوقالذكر نيست ولي چون بحث در مورد آنها تناسبي با اين مقدمه ندارد، به آنچه آمد بسنده ميگردد.
عليرغم انتقاداتي كه عليه دولت و شيوههاي حكومتي چاوز مطرح ميشود و عليرغم آثار منفي اقدامات خرابكارانه و سابوتاژ در پيشرفت امور، سطح كارآمدي و جوانب حرفهاي شيوههاي حكومتي چاوز، از نقاط مثبت كارنامه دولت وي محسوب ميشوند.
شايد يكي از مهمترين مواردي كه بايد در رابطه با ويژگيهاي شخصي چاوز روشن گردد، موضوع اعتقادات و باورهاي وي است. طراحي و تعقيب پارهاي از سياستهاي داخلي و خارجي در كنار نقلقولها و شعارهايي كه چاوز شخصا مطرح ميكند، ممكن است موجد اين تصور گردد كه چاوز واجد گرايشهاي چپ و كمونيستي است، اما همانگونه كه در اين مصاحبه هم تصريح شده است بايستي دانست كه چاوز نه كمونيست است و نه ضد كمونيست. وي دولتمردي انقلابي و رهبري كاريزماتيك است كه در خصوص مشكلات جامعه ونزوئلا، منطقه آمريكاي لاتين و جامعه بينالمللي، انديشه، نظر و راهحل دارد و عليرغم تجانس نظرات وي در پارهاي از موارد با نظرات انديشمندان چپ، وي شخصا به لحاظ اعتقادي، فردي موحد و خداپرست بوده و هست. برخي از احزاب چپ ونزوئلا دقيقا به همين دليل در انتقاد از چاوز، وي را فردي ايدهآليست و مذهبي قلمداد ميكنند.
محور ديگري كه روشن نمودن آن در ارتباط با چاوز ضروري است، ادعاي وجود گرايشهاي ديكتاتوري و خشونتطلبانه در اوست. مشاهدات مستقيم اينجانب از خويشتنداري چاوز در قبال افرادي كه مظنون به خرابكاري و سابوتاژ در امور كشور هستند و وسواس وي در خصوص مبارزه با عوامل فساد به صورتي كاملا قانوني و صرفا در صورت در دست بودن اسناد و مدارك غيرقابل ترديد عليه آنان، در حدي است كه سبب جري شدن برخي از عوامل خرابكاري و فساد شده است. از سوي ديگر نرمش او در مقابل عوامل دو كودتاي ژوئن 2001 و آوريل2001 در قالب عفو و آزادي آنها و نيز تحمل برگزاري ميتينگ و تظاهرات مخالف دولت توسط آنها، ادعاي مزبور را رد ميكند. مجموعه نمودهاي رفتاري فوق حاكي از ويژگيهاي قانونمداري، آزادمنشي و گرايشهاي دموكراتيك و مردمي چاوز است.
انزجار شديد چاوز از خشونت و تروريسم، ويژگي برجسته ديگر او محسوب ميشود كه با قانونمداري، آزادمنشي و گرايشات مردمي و دموكراتيك او همسو است. وي در همين مصاحبه به ذكر خاطرهاي از دوران اشتغال خود به حرفه نظاميگري ميپردازد تا عمق زشتي خشونت و تروريسم را بهتر تبيين كند. چاوز در اين مورد ميگويد كه در جريان يكي از ماموريتهاي نظامي خود شاهد شكنجه تعدادي كشاورز بوده كه به اتهام دست داشتن در اقدامات تروريستي بازداشت شده بودند، اما در پي اعتراض به همكاران نظامي خود در اين رابطه، توسط آنان تهديد به محاكمه نظامي شده است. مدتي پس از اين رخداد چاوز با روي ديگر سكه خشونت آشنا ميشود. يك گروه چريكي به نام «باندراروخا» طي يك عمليات كمين، كاميون سربازان در حال خوابي را كه خسته از گذار از گردنههاي مسير ماموريت به پايگاه خود مراجعت ميكردند، به گلوله ميبندد و تمامي سربازان را قتل عام ميكند. چاوز تحت تاثير رخدادهاي مزبور به اين جمعبندي ميرسد كه «من نه با اقدام سربازان مبني بر شكنجه كشاورزان متهم به دخالت در تروريسم موافقم و نه با قتل عام سربازان به خاطر سرباز بودن.»
انتقادپذيري، صداقت و اعتقاد به مشاركت واقعي مردم از جمله در حل مشكلات خود همانند بيسوادي، فقدان بهداشت و مسكن مناسب و نيز عدم آشنايي با روشهاي پيشرفته كشاورزي، صيادي و دامپروري، صفات ديگري به شمار ميروند كه چاوز از آنها برخوردار است. به نظر ميرسد جلب مشاركت مردم توسط دولت چاوز، نقش عمدهاي در موفقيت دولت وي در حل مشكل بيسوادي و فقدان بهداشت، ايفا كرده است. انتقادپذيري و صداقت ــ كه نمادهاي آنان در اين مصاحبه در قالب پذيرش اشتباهات از جمله و بويژه در رابطه با انتصاب افراد به پارهاي سمتها و يا اعتراف به ضعف و خلأ آموزشي پرسنل كشوري به عنوان محصول غفلتهاي دوران قبل از پيروزي انقلاب ونزوئلا، ملاحظه ميشود ــ شروط لازم براي جلب مشاركت جدي و واقعي مردم نيز محسوب ميشوند، زيرا انتقادپذيري و صداقت رهبر انقلاب و حكومت، موجد و موجب حس «اعتماد» در ميان مردم نسبت به حكومت ميشود و اعتماد بيشتر هم مشاركت جديتر و فعالتر مردم در امور را در پي ميآورد.
آنچه طي سطور فوق آمد براي انتقال شناخت اينجانب از صفات و ويژگيهاي رهبر انقلاب و رئيسجمهور ونزوئلا كفايت ميكند و ضمنا ميتواند به تكميل برداشتها و دريافتهاي خوانندگان محترم كتاب در حد خود مدد رساند. بنابراين در ادامه اين مقدمه به مواردي چون مواضع چاوز در قبال نفت، برخورد وي با انقلاب و جمهوري اسلامي ايران، محبوبيت وي در خارج از مرزها و قلمرو ونزوئلا و سياستهاي خارجي و بينالمللي وي ميپردازم.
چاوز در ارتباط با موضوع نفت، صاحب مواضعي است كه با ديگر خصوصيات و ويژگيهاي شخصي و فكري او تناسب دارد. وي نفت را هرگز به عنوان سلاح يا ابزاري عليه ديگران تلقي ننموده و برعكس معتقد است كه نفت بايستي به منزله ابزار و وسيلهاي جهت خدمت به بشريت تلقي شود. چاوز همواره طرفدار واقعيتر شدن قيمت نفت بوده و لذا از افزايش قيمت نفت به منظور رسيدن قيمت به جايگاه واقعي خود، حمايت ميكند. هنگامي كه در نيمه دوم دهه 90 ميلادي قيمت نفت به كمتر از 10 دلار سقوط كرد، چاوز براي اولين بار به تمامي كشورهاي عضو اوپك سفر كرد تا ضمن اعاده وحدت ميان اعضاي اوپك، زمينه بهبود قيمت نفت را در آن مقطع فراهم كند. نكته قابل ملاحظهاي كه درباره مواضع چاوز در قبال اوپك بايستي مورد اشاره قرار گيرد، اعتقاد وي به ضرورت تاسيس بانك اوپك و دانشگاه اوپك است. نيازي به توضيح ندارد كه تاسيس بانك اوپك و دانشگاه اوپك ميتواند آثار بسيار مفيدي بر تجارت نفت كشورهاي عضو اوپك و برخورداري آنان از تجارب فني و تكنيكي يكديگر از جمله عرصههاي حساسي چون اكتشاف، استخراج و بهرهبرداري بهينه و صيانت از مخازن و منابع نفتي، داشته باشد. اشاره شد كه چاوز از طرفداران واقعي شدن و افزايش قيمت نفت است اما وي عليرغم اين مساله، تحت تاثير طرز تفكر انساني و مردمي خود، به قائل شدن تخفيف در قيمت نفت هنگامي كه به كشورهاي فقير فروخته ميشود، گرايش دارد.
چاوز از معدود شخصيتهاي سياسي جهان به شمار ميرود كه در حمايت از نهضتهاي مردمي و مخالف رژيم سلطه و استكبار بينالمللي هيچگونه ترديدي به خود راه نميدهد. بر همين اساس وي به انقلاب اسلامي ايران عشق ميورزد و مردم ايران و انقلاب ايران را صادقانه دوست دارد. وي بارها طي سخنرانيهاي خود به رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب حضرت آيتالله خامنهاي اشاره و به آنها استناد نموده و بويژه تاكيد ميكند كه كشورهايي چون ايران و ونزوئلا در مقابل رژيم سلطه و استكبار جهاني چارهاي جز اين كه قوي شوند، ندارند. وي ضمن تجليل از انقلاب اسلامي و قلمداد ايران بهعنوان الگوي رشد و توسعه صنعتي ونزوئلا، تصريح ميكند كه هر كشوري بايستي براي تحولات كلان خود، واجد گونهاي از الگوي بومي باشد و الگوي انقلاب ونزوئلا را هم سيمون بوليواري معرفي ميكند.
روابط دوجانبه و همكاريهاي جمهوري اسلامي ايران و ونزوئلا در دوره چاوز در سطحي وسيع توسعه يافت و در بعد اقتصادي-صنعتي به دستاوردهايي ملموس نايل گرديد. يكي از به يادماندنيترين اين همكاريها، كارخانه تراكتورسازي ايران در ونزوئلا توليدات اين كارخانه در حالي وارد بازار ونزوئلا ميشد كه مخالفين چاوز و برخي از شركاي خارجي ونزوئلا در عرصههاي صنعتي و تجاري ــ كه در اين مرحله به نوعي با جمهوري اسلامي ايران احساس رقابت داشتند ــ بشدت تبليغ ميكردند كه همكاري صنعتي ايران و ونزوئلا راه به جايي نخواهد برد و ايرانيها قادر به تاسيس كارخانه تراكتورسازي در ونزوئلا نخواهند شد. به هر حال چاوز روز معرفي 400 دستگاه تراكتور مزبور به عنوان اولين محصول كارخانهاي كه توسط متخصصين جمهوري اسلامي ايران ساخته شده بود، از توليدات مزبور به شيوهاي شبهنظامي سان ديد. در اين مراسم من خطاب به خبرنگاران حاضر در محل گفتم كه تانكهاي ما در واقع همين تراكتورها هستند و ما مصمميم كه با آنها به جنگ فقر و كمبود توليدات كشاورزي برويم.
در خصوص محبوبيت چاوز در خارج از قلمرو ونزوئلا كافي است به آرشيو سفرهاي خارجي وي و استقبال مردم كشورهاي ميزبان از وي مراجعه شود. من خود در سفر به بوليوي براي شركت در مراسم تحليف مورالس به همراه پرزيدنت چاوز بودم و از نزديك عمق و وسعت محبوبيت چاوز در ميان مردم بوليوي را مشاهده كردم. اين محبوبيت عملا موجب شده بود تا تظاهرات و استقبال مردمي از وي حالتي استثنايي داشته باشد. همين وضعيت هنگام سفر چاوز به گواتمالا به منظور شركت در مراسم تحليف رئيسجمهور جديد آن كشور نيز قابل مشاهده و ملاحظه بود.
محبوبيت شخصيتهايي چون چاوز در خارج از كشور متبوع خود و در ميان مردم و ملل ديگر به خاطر ايستادگي آنان در مقابل رژيم سلطه و استكبار بينالمللي از يك سو و مساعي آنان در راستاي ايجاد نظامي عادلانه و برخوردار از آزادي واقعي براي مردم خود از ديگر سو است.
در ارتباط با سياستهاي خارجي و بينالمللي چاوز، بايد تاكيد شود كه يكي از محورهاي اصلي سياستهاي خارجي و بينالمللي وي، اعتقاد به همكاري و همگرايي كشورهاي جهان سوم است. محور ديگر در اين رابطه، مقاومت در مقابل ظلم و بيعدالتي در هر نقطهاي از جهان است. به همين دليل ميبينيم كه در جريان جنگ 33 روزه رژيم صهيونيستي اسرائيل عليه حزبالله لبنان، ونزوئلا تنها كشوري است كه علاوه بر جمهوري اسلامي ايران به شيوهاي متناسب اقدام به اعتراض ديپلماتيك به اقدامات صهيونيستها ميكند. اين در حالي است كه انجمنهاي صهيونيستي به صورت علني در ونزوئلا فعال هستند و تابلو دارند و در دوران كودتا و در ساير مقاطع، همواره از مخالفان چاوز حمايت كردهاند و لذا اعتراض دولت چاوز به اسرائيل بهخاطر حمله به جنوب لبنان، ميتواند به مخالفتهاي انجمنهاي مزبور دامن بزند.
يكي از محورهاي بسيار جالب در سياست خارجي و بينالمللي ونزوئلا موضع چاوز و در واقع دولت ونزوئلا در مورد مساله تروريسم است. چاوز همواره تاكيد ميكند كه با تروريسم مخالف است و اين مواضع همانگونه كه اشاره شد ريشه در تجارب شخصي خود وي در دوران اشتغال به حرفه نظامي دارد. اما وي لشكركشي آمريكا به عراق و افغانستان را هم نوعي تروريسم و بيشتر از ساير موارد، مصداق تروريسم تلقي ميكند. از سوي ديگر چاوز مصر است كه مبارزه واقعي عليه تروريسم بايستي از مبارزه با عوامل بهوجود آورنده آن آغاز شود. به نظر چاوز افزايش فاصله ميان فقير و غني، توسعهيافته و عقبمانده و گسترش فقر و گرسنگي و مرگ، خود نوع ديگري از تروريسم محسوب ميشود. به نظر وي تروريسم انواع مختلف دارد كه گرسنگي يكي از آنهاست و ما بايد عليه اين نوع از تروريسم حتي بيش از نوع خشونتبار آن بجنگيم. به همين دليل است كه هنگام معرفي اولين توليدات كارخانه تراكتورسازي ايران در ونزوئلا، پرزيدنت چاوز شخصا حضور مييابد و از تراكتورهايي كه من آنها را تانكهاي عازم جنگ با فقر و گرسنگي خواندم، بازديد به عمل ميآورد.
چاوز در رابطه با ديگر مسائل مربوط به سياست خارجي نيز ايدههاي بسيار مهم و در عين حال جالبي دارد. به عنوان مثال وي ايده تاسيس يك صندوق بينالمللي براي امور انساندوستانه از طريق كاهش هزينههاي نظامي را مطرح كرده است.
برخي از محورهاي سياست خارجي ونزوئلا هم تحتتاثير درك عميق آثار زيانبار طرحهاي آمريكا بويژه در منطقه آمريكاي لاتين، جنبه تقابل با طرحهاي آمريكا را دارد. به عنوان مثال ونزوئلا در مقابل طرح تشكيل منطقه آزاد تجاري آمريكا، طرح «اتحاد بوليواري كشورهاي قاره آمريكا» را مطرح كرده است. ايده تشكيل «شركت نفت آمريكاي جنوبي يا پترو آمريكا» نيز از همين منظر قابل درك است.
در هر حال صرفنظر از جزئيات مربوط به سياست خارجي و بينالمللي ونزوئلا، بايستي تصريح شود كه هوگو چاوز در نتيجه اتخاذ و تعقيب سياستهاي ضد استكباري و ضد سلطه، امروز به عنوان يك قهرمان در ميان مردم كشورهاي جهان سوم مطرح است.
.
کد مطلب : 2839