استاد حيدر رحيم پور ازغدي: منافقين هم به رجايي ميگفتند باعث تحقير ايران شدي |
|
5 خرداد 1388 ساعت 1:19 |
آقاي مهندس موسوي و آقاي خاتمي هم انديشه مي باشند و انديشه هاي بنيادي هيچكدامشان با طرز تفكر احمدينژاد يكسان نيست. عدالتخواهي هم كار هر كس- هر كس نيست، زيرا هردوي اين دو بزرگوار پيش از احمدينژاد رئيس دولت بودند و مزه عدالتخواهياشان را مردم چشيده اند!
اشاره: استاد حاج حيدر رحيم پور ازغدي از فعالان دوره نهضت نفت و انقلاب اسلامي در گفتوگوي مكتوبي به روش تخريب مشابه مجاهدين خلق(منافقين) در قبال شهيد رجايي و تخريبهاي جريانهاي سياسي عليه احمدينژاد اشاره و تأكيد كرد: آقاي مهندس موسوي و آقاي خاتمي هم انديشه مي باشند و انديشه هاي بنيادي هيچكدام شان با طرز تفكر احمدينژاد يكسان نيست. عدالتخواهي هم كار هر كس- هر كس نيست، زيرا هردوي اين دو بزرگوار پيش از احمدينژاد رئيس دولت بودند و مزه عدالتخواهياشان را مردم چشيده اند!
استاد رحيمپور در ابتداي پاسخ مكتوب خود به سؤالات سايت گام سوم نوشته است:
بسمه تعالي
عزيزان! جنبش مردمي دولت اسلامي پس از عرض سلام، من با آن عده از شاگردان خودم افراد انجمن طلاب و دانشجويان كه پیش كسوتان عدالتخواهي بلكه مدرسان مكتب كلاسيك سردمداران مكتب عدالتخواهي بوده اند و ادامه جهتشان را تبريك و از خدا عزت دو جهانشان را خواهانم، ديدم تا چه اندازه آنانيكه دوره پيش در اين راه گام برداشتند، با چپ و راستي كه اينك در ساختار متمدن ما به هم برپيچيده و با عدالتخواهان مبارزه مي كند در تقابلند.
با همه اينها از شما مي خواهيم تا جايي كه مي توانيد به خط عدالتخواهي ادامه دهيد و هميشه اين حديث را بخاطر داشته باشيد: شخصي خدمت معصوم مي رسد و مي گويد من شيعه شما مي باشم و حضرت مي فرمايند اگر به راستي شيعه مي باشي برو براي خودت پوستي از فقر و بلا فراهم كن زيرا مقدر آنكه در جهان قامت براي عدالتخواهي آراسته سازد، همين است. جداً هم چنين است و مي توان آقاي احمدينژاد را ابوذر علي ناميد.
متن گفتوگوي مكتوب با استاد رحيمپور در ادامه آمده است:
چرا هر گاه احمدي نژاد بر مغرب زمين مي تازد مثلاً حقوق بشر در غرب را به چالش مي كشد يا به مولودش -اسرائيل- حمله مي كند، برخي در داخل اورا تحقير و توبيخ مي كنند.
مستحضر باشيد كه 30 سال پيش هم هنگامي كه شهيد رجايي به سازمان ملل رفت، سرآغاز براي نشان دادن چهره واقعي اين سازمان و شبهات گمراه كننده مدافع حقوق بشرش، پاهاي خود را از جوراب بيرون آورد و روي ميز گذاشت و گفت از سازمان مي خواهم بگويد چرا اين پاها اين چنين شده است! و شخصي براي اولين بار سازمان ملل را افشا و رسوا كرد. ليكن مجاهدين خلق(منافقين)، همانها كه با ترور عزيزاني چون رجايي آشكار شدند، در همه جا نشر مي دادند كه چنين حركتي از رييسجمهوري، باعث تحقير كشور بزرگ ايران است. چرا كه ضربه رجايي آنچنان مؤثر افتاده بود كه همه نيروهايشان را مأمور كرده بودند صورت مسئله را از ذهن ها بزدايند و اگر مي خواهيد تأثير شورا را دريابيد، به عكس العمل استعمار و استثمار و گفتار و كردار عمال و همفكران دشمن در كشور بنگريد.
در مورد احمدينژاد مي گويند كه او متمايل به انجمن حجتيه است، چون نام حضرت صاحب الامر عليه السلام را زياد بر زبان مي آورد و سعي در طرح مباحث موعود آخرالزمان و مهدويت مي كند. حضرت عالي كه سالها انجمن را رصد كرده ايد و شاخصه هاي انجمني ها را خوب مي شناسيد، چه قضاوتي داريد؟
اولاً، شيعه موظف است هميشه آماده ظهور آخرين پيشواي معصوم خود باشد و مؤمنان بايد هميشه دعاي فرج بخوانند. با اين فرق كه شيعه علوي مدام چون سربازي به آب و آتش مي زند تا زمينه را براي ظهور حضرتش آماده سازد، همان گونه كه يك ميزبان باشعور تا ميتواند براي ميهمان خود وسايل پذيرايي بيشتر را تهيه ميكند. در اين صورت اگر احمدينژاد با ظلم و كفر مبارزه مي كند، زمينه ظهور حضرت را فراهم مي كند اما اگر ميخواهد با اشك و آه و سور چرانيها و چراغاني و سرود و موسيقي امام را جذب كند و به ياري مستمندان بكشاند و هر گاه درد دل دارد، بجاي فرياد به ظالمان، مي رود شكايت نامه اش را به ضميمه مقداري پول در چاه جمكران مي ريزد، حق با آقايي است كه مي گويد چرا احمدينژاد دائم متبرك به ذكر امام قائم به سيف مي باشد.
ثانياً، من خود را موظف دانسته كه پيرامون انجمن حجتيه تحليل مفصلي بنويسم و مردم را آگاه سازم كه: انجمن حجتيه تا سال 42، كه متدينين كوچكترين حركت سياسي نداشتند، بهترين انجمن بود و تا سال 56 هم با مجوز بسياري از مراجع به كار خود ادامه مي داد، سال 56 پس از فاجعه ميدان ژاله فرمان داد ديگر سكوت جايز نيست، به صف مردم بپيونديد. و فروردين سال 58 هم حكم صادر كه همه انجمني ها به جمهوري اسلامي راي بدهند. پس از رسميت جمهوري اسلامي هم در شرايطي كه پيري 90 ساله و بازنشسته بود، نامه داد كه شيعه به فرمان يازدهمين پيشواي خود موظف است از مراجع خود اطاعت و تقليد كنند و بنابراين همگان موظف به اطاعت از فقيه اعظم و امام انقلاب، مرجع عاليقدر امام خميني مي باشند. سال 62 چون بوسيله اعلاميه، امام دريافت كه مديريت بعدي انجمن، كه عضو انجمن فلسفه فرح بود، از فرمان امام سركشي مي كند، حكم تعطيلي همه شعبات انجمن را صادر كرد. لذا اكنون انجمن حجتيه اي وجود ندارد كه به خوب و بد آن بپردازيم و بگوييم چه كسي انجمني مي باشد و چه كسي نيست.
دكتر احمدينژاد چه كارهايي كرد كه اگر ديگران بودند، نمي توانستند بكنند؟
دكتر احمدينژاد موفق تر از شهيد رجايي بود و كار را جهاني كرد كه احدي به جز امام و رهبر انقلاب نكرده بود.
چه كارهايي مانده است و بايد انجام
آقاي مهندس موسوي و آقاي خاتمي هم انديشه مي باشند و انديشه هاي بنيادي هيچكدامشان با طرز تفكر احمدينژاد يكسان نيست. عدالتخواهي هم كار هر كس- هر كس نيست، زيرا هردوي اين دو بزرگوار پيش از احمدينژاد رئيس دولت بودند و مزه عدالتخواهياشان را مردم چشيده اند!
دهد؟
البته وقتي مشكلاتمان را با خارج حل كنيم رفع مشكلات داخلي آسان است و رهبر هم بر همين عقيده اند تا مشكلات با بيگانكان حل نشود نبايد كارهاي تحريك كننده اي در كشور انجام داد.
تفاوت احمدينژاد با ديگر اصول گرايان چيست؟ چرا خيلي از اصولگرايان جلوي او موضع دارند؟
همان تفاوت حسين بي علي با ابن عباس (پسر عمويِ محدثِ قاريِ قرآن و صحابي بزرگ و اصولگرا). هنگامي كه حسين(ع) عازم كوفه شد، آن بزرگ مردِ حكيم سياسي اصولگرا، جلويش را گرفت و حكم صادر كرد كه رفتن تو به كوفه حرام است و اگر مي خواهي خود را بكشي برو، چرا زن و فرزند را مي بري؟ حسين رفت و مكتب پايدار ماند. فرزندان عاقل ابن عباس سلسله بني عباس را آفريدند و 6 امام تندرو! را شهيد ساختند -از امام ششم تا امام يازدهم- آري! به قول دكتر شريعتي درگيري شيعه صفوي و شيعه علوي هميشگي است.
آيا دعواي دوم خردادي ها با دكتر احمدينژاد از جنس دعواي دكتر مصدق و آيت الله كاشاني است؟
ابداً و هرگز! آنها هر دو صد در صد ملي و جان نثار مردم بودند و اختلافات را عوامِ سياسي بودن مردم و فتنه هاي دشمن آفريد؛ آنها هر دو بيگانه ستيز بودند، ليكن رغبت دوم خرداديها به ساختار جمهوري ليبراليزم بيشتر از جمهوري اسلامي مي باشد، تا بتوانند با فرماندهي ولي فقيه مخالفت مي كنند زيرا خط دهندگانشان مي دانند با فرماندهي ولي فقيه و روي كار آمدن رييسجمهور پيرو ولايت فقيه، ايران در ظرف 4 سال صد در صد موفق به تكميل دستگاه هستهاي خود مي شود و موشك 3 هزاركيلومتري مي سازد. (اما) با وجود رياست مردي آرام و مصلحت جو، مي شود 2 ساله، تأسيسات هستهاي كشور را تعطيل كرد. همان طور كه همه را نابود كردند و حتي در دانشگاه هاي خود از تدريس اين رشته خودداري كردند. نه! اختلاف مصدق و كاشاني درون گروهي بود و آنها هر دو دشمن بيگانه بودند، ليكن تمايل دوم خرداديها به سياستگزاري هاي غرب قابل انكار نيست.
بعضي مي گويند احمدينژاد «گوش به حرف نكن» است اين يك انگ است يا واقعيت؟ حسن است يا عيب؟
انتقاد برخي هم به احمدينژاد اين است كه ميگويند احمدينژاد صاحب نظر نيست و گوش به فرمان رهبر و مطيع بي چون و چراي رهبر است و شما با آنكه مي گوييد گوش به حرف كسي نمي دهد، بپرسيد آيا به جز احمدينژاد كدام رئيس جمهور بود كه در برنامه ريزيهاي اقتصادي خود، از همه بزرگان رشته براي اظهار نظر و نقد و انتقاد دعوت كند و چرا وقتي خواست در آن مجلس شركت نكردند؟!
مي گويند احمدينژاد قانون گريز است. آيا حذف سازمان برنامه و بودجه قانون گريزي است؟
ما 2 گونه قانون داريم يكي قوانين الهي كه امام انقلاب فرمود هر چه بر خلاف شرع باشد، بر خلاف قانون هم مي باشد، زيرا مردم به جمهوري اسلامي رأي دادند. يكي هم قوانين اجق وجقي كه دشمنان رند و دوستان ساده دل بر پايه مصلحت وضع كرده اند و به شكم انقلاب ما چپانده اند. حال اگر احمدينژاد از قوانين الهي مي گريزد، خطاكار است، ليكن اگر از قوانين دست و پاگيري كه كشور را فلج مي كند، مي گريزد، مقلد امام و رهبر است.
قبل از احمدي نژاد راستي ها به چپي ها مي گفتند بي دين و چپي ها به راستي ها مي گفتند انحصار طلب و ديكتاتور؛ با اين همه اختلاف چرا چپ و راست عليه او متحد شده اند؟
اگر درسهايي را كه در كلاسهاي 12 سال پيش گفته بودم، به خاطر داشتيد، اين سؤال را نمي كرديد، زيرا من مكرر گفته ام چپ و راست 2 شاخه فلاخني مي باشند كه دسته آن در كف سنگ پران مي باشد و 2 شريك اقتصادي اند كه در 2 دفتر كار به رقابت مي پردازند. ظريف ترش آنكه رهبر فعلي در 22 سالگي آنگاه كه كوكاكولا و پپسي به جان هم افتاده بودند، فرمود بيهوده به سر و كله يكديگر نزنيد پول هر دو شيشه به يك جيب مي رود. دليل آشكار هم اينكه پس از انتخاب احمدينژاد، 2 شاخه فلاخن در هم تافتند و اينك چماقي گشته اند كه بر سر عدالتخواهي مي خورد، زيرا احمدينژاد بي پروا تا توانست دزديهاي 30 ساله گذشته رابه صندوق بيت المال برگرداند. خدا پدر اينها را بيامرزد كه چون امير عدالتخواهان فرقش را نشكافتند و بخاطر خود او را بر منبر ها لعن نمي كنند.
چرا مهندس ميرحسين موسوي كه بحث عدالت را طرح كرده است مانند دكتر احمدينژاد اين دعوا را پي نمي گيرد؟ چرا جنس دعواهايش از جنس دعواهاي آقاي خاتمي است نه از جنس دعواهاي امام يا احمدينژاد؟
آقاي مهندس موسوي و آقاي خاتمي هم انديشه مي باشند و انديشه هاي بنيادي هيچكدامشان با طرز تفكر احمدينژاد يكسان نيست. عدالتخواهي هم كار هر كس- هر كس نيست، زيرا هردوي اين دو بزرگوار پيش از احمدينژاد رئيس دولت بودند و مزه عدالتخواهياشان را مردم چشيده اند!
مهندس مير حسين موسوي مي گويند: مديران مياني ما حاضرند با همه كار كنند. حضرت عالي بارها تأكيد كرده ايد لايه هاي مياني در ادارات يا مهره راستيهايند يا عنصر چپيها و اختيار دست احمدينژاد نيست لذا فساد اداري هنوز اصلاح نشده است. آيا اين تاكيد آقاي مهندس موسوي نظر شما را عوض نمي كند؟ چرا؟
البته كه اكثريت مديران مياني شما مي توانند با 180 درجه چرخش هم با راستي ها كار كنند و هم با چپي ها! ليكن آنجا كه خواسته باشند با عدالتخواهي همكاري كنند، بر مي خروشند! من اين را شهادت مي دهم كه مردم در دوره احمدينژاد رنج بيشتري از ادارات كشيدند و هر كه عدالتخواه تر بود، بيشتر. زيرا پشت ميز ها يا راستي اند يعني روي شاخه سمت راست فلاخن نشسته و يا چپي اند يعني شاخه سمت چپ فلاخن را گرفته اند، و اين هر دو دشمن خوني عدالتخواهان مي باشند و آقاي مهندس موسوي پيشتر مسئوليت داشته اند.
بعضي مي گويند سياست خارجي دكتر احمدينژاد فاجعه است و بعضي مي گويند افتخار، حضرتعالي چه نظري داريد؟
هر دو درست مي گويند زيرا براستي براي برخي فاجعه بود و براي برخي افتخار. اين را كه سياست احمدينژاد چگونه بوده است، از رهبر انقلا ب بايد شنيد.
کد مطلب : 2887
نظرات و پيشنهادات
|
1388-03-30 20:47
|
خوب بود متشکرم |
1388-03-07 15:16
|
هو الحکیم
احسنت |
|